عضويت ورود
نام کاربری: رمز عبور:
Tebyan Islamic Propagation Office in Golestan
مقام معظم رهبری
 آرشيو اخبار:
سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ - Tuesday 4 August 2020
مرکز مشاوره آنلاین

بخش مشاوره آنلاین پورتال به منظور طرح سوالات راه اندازی شده است. شما میتوانید سوالات خود را در زمینه های مختلف ازجمله مذهبی، خانوادگی و غیره... مطرح کرده و توسط متخصص بررسی و به آنها پاسخ داده می شوند.
برای طرح سوال یا مشاهده ی سوالات دیگران، وارد بخش مشاوره آنلاین شوید.

مشاوره آنلاین

لینک های تصویری

طلبه شهید سید رسول حسینی اتراچالی

۱۳۹۵/۴/۱۰ تعداد بازدید: ۱۳۶
print

طلبه شهید سید رسول حسینی اتراچالی

سید رسول حسینی

نام پدر : سید رضا            محل شهادت : شلمچه

تاریخ تولد : 1337/1/1       تاریخ شهادت : 1361/4/23

 

 

 

زندگینامه شهید:

شهید سید رسول حسینی سال 1337، در روستای «اوزینه» شهر گرگان و در خانواده‌ای متدین و معتقد بدنیا آمد. او از طبقه کشاورز بود. دوران ابتدایی را در همان روستا گذراند و دوره‌ی متوسطه را در دبیرستان ایرانشهر گرگان سپری نمود. وی در انجام فرایض دینی بسیار کوشا بود و علاقه‌ی زیادی به تحصیل علوم دینی داشت و همیشه آرزو می‌کرد روزی به شهر قم برود و از محضر علمای ارزشمند آن دیار، بهره ببرد. پس از اخذ دیپلم، جهت خدمت سربازی به ساری اعزام شد. همزمان با اوج‌گیری مبارزات مردم شهیدپرور علیه رژیم منحوس پهلوی و دستور امام(ره) مبنی بر تخلیه‌ی پادگانها، از خدمت سربازی فرار می‌کند و به ندای امام(ره)، لبیک می‌گوید. او فعالانه در تظاهرات و راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد.

بعد از پیروزی انقلاب و برقراری نظام جمهوری اسلامی، مجدداً خدمتش را در شهرستان بجنورد با عنوان درجه‌داری آغاز کرد و پس از پایان خدمت، از طرف شهردار در شورای آرد و نان مشغول به انجام وظیفه شد. اما روح انقلابی او آرام و قرار نداشت و می‌خواست نقش مؤثری در جامعه داشته باشد. وی در سال 1358 ازدواج کرد و بلافاصله بعد از ازدواج به منظور حفظ دستاوردهای انقلاب، به عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. پس از مدتی در درگیری‌های شهر گنبد، و ترکمن صحرا علیه ضد انقلابیون وارد مبارزه‌ی همه جانبه شد. سپس در سال 1359 جهت ادامه‌ی تحصیلاتش، به قم هجرت کرد. با شروع جنگ تحمیلی، اثاثیه منزل خود را به بنیاد امور جنگ زدگان اهدا نمود و سپس به گرگان برگشت و از طرف سپاه پاسداران، به مدت چهل و پنج روز به جبه «سرپل ذهاب» رفت بعد از پایان این دوره جبهه را ترک گفت و به شهرش بازگشت ولی طاقت دوری از جبهه را نداشت، لذا مجدداً به مدت 45 روز دیگر به جبهه اعزام شد. پس از بازگشت از جبهه، این بار، جهت ادامه تحصیل با خانواده به قم عزیمت کرد. مدت یکسال مشغول تحصیل بود که به دلیل فشارهای اقتصادی و تنگی معیشت در آزمون استخدام معلم شرکت کرد و قبول شد. او هم کار می‌کرد و هم درس می‌خواند و شبها تا دیر وقت بیدار بود و خلاصه اینکه روزگار سختی را می‌گذراند. سرانجام با حمایت و پشتیبانی خانواده‌اش، امر تدریس را رها کرد تا بتواند تحصیلات دینی خود را با فراغ بال بیشتری ادامه دهد.

در خصوص دستورات خودسازی امام اهتمام کامل داشت و اطاعت از امام(ره) و ولایت فقیه را بر همگان واجب می‌دانست. در طول سال بیشتر روزها روزه می‌گرفت و بسیار ساده افطار می‌کرد. او حقیقتاً خداگونه شده بود و در نماز جماعت نیز شرکت فعال داشت. شهید سید رسول حسینی نقل می‌کند: «شبی در خواب دیدم که آقا امام زمان(عج) من را برای انجام مأموریتی انتخاب نمودند و سه بار سفارش کردند که مأموریت را بنحو احسن انجام دهم».

او همواره عاشق شهادت بود و از مرگ طبیعی وحشت داشت و آرزو می‌کرد که روزی جمال یار، را مشاهده نماید. به همین منظور چندین بار از قم به گرگان سفر کرد تا در جبهه‌های نبرد اعزام شود اما موفق نشد تا اینکه سرانجام در 19 ماه مبارک رمضان سال 1361 این توفیق نصیب او شد و به جبهه جنوب اعزام گردید و در روز 27 ماه رمضان همان سال در منطقه «شلمچه»، همراه چهار نفر از همسنگرانش با خمپاره 120 میلیمتری به شهادت رسید.

شهید سید رسول حسینی به همراه برادرزاده‌ی گرانقدرش سید مصطفی حسنی دعوت حق را لبیک گفت و از شواهد پیداست که خودش از زمان شهادت خود آگاه بوده است.

فرازهایی از وصیت‌نامه شهید:

شاید خداوند به برکت این ماه عزیز(رمضان) و این شب پربرگت (شب بیست و سوم) که شب قدر است، تأثیری و نشاطی به خوانندگان و مستمعین این عریضه عنایت فرماید و ما را نیز از فیض ثواب آن محروم نگرداند.

خداوندا، دلها از فراقت تنگ و عقده‌ها در گلو، گره خورده، خدایا، معصیت‌ها زیاد و عبادت‌ها کم. خدایا درست است که من لیاقت بهشت را ندارم اما به این شب عزیز(شب قدر) که قرآن در آن نازل شده، قسمت می‌دهم که از گناهان ما درگذری و ما را لایق بهشت گردانی.

خدایی که نعمت‌هایت، همه‌ی عالم را فرا گرفته است و ما سرشار و مالامال از نعمت‌های تو هستیم، درست است که من شکر کوچکترین خدمت تو را بجا نیاورده‌ام. اما تو را به مقربان درگاهت و خون شهدای راهت سوگند می‌دهم که تفضلی بفرما و به کرمت، حاجات مشروعه‌ی ما را، قبول درگاهت قرار بده. آمین یا رب العالمین.

اطاعت بی‌چون و چرا از امام امت، تنها راه رسیده به سعادت و آزادگی می‌باشد. امام مقامی است که خداوند، به عنوان بزرگ‌ترین نعمت، به ما و همه مستضعفین جهان عنایت فرموده و ما هرگز نمی‌توانیم شکر این نعمت را به جای بیاوریم و شخصیتی که خداوند، او را به نور ولایت فقیه مزین گردانیده و اطاعت و پیروی از ولایت فقیه، بر همه‌ی ما واجب است. زیرا ولایت فقیه نایب و جانشین امام زمان(عج) در زمان غیبت آن امام بزرگوار می‌باشد. بنابراین اطاعت از ولایت فقیه، اطاعت از امام زمان و اطاعت از امام زمان(عج)، اطاعت از خداست. و سرپیچی از آن، سرکشی و طغیان از فرمان خداست.

همانطور که امام امت فرموده روحانیون طبیبانی هستند که معالج روح جامعه هستند. روح انسان به طریق اولی از جسمش با اهمیت‌تر است. زیرا جسم ظرفی است که روح در آن جای گرفته و جسم وسیله‌ای است برای رسانیدن روح به نماز و تقوی و پرهیزکاری از جسم شروع می‌شود که باعث سعادت روح می‌گردد و روحانی درس تقوی و معنویت و در نتیجه درس کمال به جامعه می‌دهد و اگر این طبیب تا بحال نبوده، روح ما مدت‌ها پیش مرده بود و دین اسلام، ائمه هدی و مکتب امام حسین(ع) مدت‌ها از میان ما رفته بودند و یا اگر هم بود به صورت تحریف شده و وارونه بدست ما می‌رسید و همین روحانیت بود که چهره واقعی اسلام را به جامعه شناساند و می‌شناساند و راه ائمه هدی(ع)، را برای ما احیا کرد.

همانگونه که امام بارها سفارش فرموده‌اند، جبهه‌ها را خالی نگذارید. بروید به جبهه‌ها پیش از آنکه مرگ در بستر به سراغ شما بیاید و شما را انتخاب کند. شما مرگ را انتخاب کنید. شما مرگ را انتخاب کنید و به این وسیله عزت و سربلندی را برای خود کسب کنید و کاری کنید که در حضور خداوند و انبیا و ائمه‌ی هدی(ع)، صلوات الله علیهم اجمعین و شهدا سرفراز و رو سفید شوید و به مقام قرب الی الله برسید.

مادر خوب من، ای که خداوند، بهشت را زیر پای تو قرار داده، چگونه در مقابلت خضوع کنم و خود را خاک قدمهایت گردانم تا خداوند مرا به بهشت خود راه دهد؟ آیا آن وظیفه فرزندی که در برابر مقام شما داشتم، انجام داده‌ام؟ هرگز، هرگز، فقط امیدوارم که مرا به خاطر بدی‌هایی که کردم و اذیت‌هایم عفو و حلال کنی، در دنیا که قدمی در راه رضای تو که رضای خداست برنداشتم. امیدوارم با شهادتم، بتوانم تو را شفاعت کنم و از تو می‌خواهم صبر را پیشه خود سازی و فکر اینکه مرا از دست داده‌ای، نباشی. زیرا من به شهادت خواهم رسید و خدا فرموده، شهدا نمرده‌اند. بلکه زنده‌اند و در پیشگاه خداوند روزی می‌خورند.

برادران گرامی؛ اعمال و رفتار شما که با اخلاق اسلامی و احکام شرعی درآمیخته بود و در آمیخته است، مهمترین عامل برای ارشاد من و تبدیل اخلاق من به اخلاق اسلامی بوده است. برخورداری شما و پند و اندرزهای شما هر یک، درس و فصلی بود که در مجموع باعث رهنمون من به صراط مستقیم گردید.

در پیشگاه خداوند دعا کنید که اگر چه من لایق شهادت نیستم، خداوند لیاقتش را به من بدهد و چون در میان شهدا کشته می‌شوم و خونم با خون آن بزرگواران می‌آمیزد، شما هم دعا کنید که خداوند ثواب شهید را به من عنایت بفرماید.

  • - گردآوری: تبیان گلستان

مطالب مشابه

ملاقات عمومی مدیر کل

ملاقات عمومی با مدیرکل سازمان تبلیغات اسلامی استان گلستان

هرهفته روزهای سه شنبه


ارتباط مستقیم با مدیر کل
از طریق پورتال

 

کنگره شعر اهل بیت (ع...

برگزاری کنگره شعر اهل بیت (ع) در گلستان

 

مسابقه ویژه

برای شرکت در مسابقه

جشنواره قرآنی آوا ها و

نغمه های قرآنی 

از دکمه زیر استفاده کنید 

 

 

برای شرکت در مسابقه

مهمانی لاله ها

از دکمه زیر استفاده کنید

 

 

 

                                                                         برای شرکت در مسابقه

مسابقه حضرت امام خمینی(ره)

از دکمه زیر استفاده کنید 

  

 

برندگان مسابقه 30 روز رمضان