عضويت ورود
نام کاربری: رمز عبور:
Tebyan Islamic Propagation Office in Golestan
مقام معظم رهبری
 آرشيو اخبار:
سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۹ - Tuesday 7 July 2020
مرکز مشاوره آنلاین

بخش مشاوره آنلاین پورتال به منظور طرح سوالات راه اندازی شده است. شما میتوانید سوالات خود را در زمینه های مختلف ازجمله مذهبی، خانوادگی و غیره... مطرح کرده و توسط متخصص بررسی و به آنها پاسخ داده می شوند.
برای طرح سوال یا مشاهده ی سوالات دیگران، وارد بخش مشاوره آنلاین شوید.

مشاوره آنلاین

لینک های تصویری

نقش هدایتگری علمای اسلام در برون رفت از چالش های پیش روی جهان اسلام

۱۳۹۲/۶/۱۹ تعداد بازدید: ۵۸۱
print

با توجه به جایگاه رفیع دین مبین اسلام و حضور قدرتمند آن در تحولات منطقه ای و بین المللی در مواجهه هوشمندانه با چالش های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، نیازمند ترسیم چشم انداز جامعی است

نقش هدایتگری علمای اسلام در برون رفت از چالش های پیش روی جهان اسلام


با توجه به جایگاه رفیع دین مبین اسلام و حضور قدرتمند آن در تحولات منطقه ای و بین المللی در مواجهه هوشمندانه با چالش های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، نیازمند ترسیم چشم انداز جامعی است که  آیند ه ای الهام بخش، فعال و مؤثر را در جهت تحکیم و ارائه الگوی مردم سالاری دینی، ایجاد و توسعه جامعه اخلاقی، نوگرایی و پویایی فرهنگی، اجتماعی ،  اقتصادی و سیاسی بر اساس آموزه های اسلام ناب به همراه داشته باشد.

در سایه تحقق و مدیریت چنین چشم اندازی با تکیه به همگرایی می توان در مقابل موانع و دخالت استعمارگران و قدرت های سلطه گر در جهان اسلام ایستادگی و تهدیدها را تبدیل به فرصت نمود.

و این امر با پژوهش و مطالعه عمیق و  با مدیریتی کارآمد و راهبردی مدون از سوی علما و اندیشمندان جهان اسلام و با تکیه بر وحدت کلمه و با رعایت اصل وقت شناسی و دشمن شناسی نتیجه بخش و عملی خواهد شد.

مقدمه

آنچه مسلم است وجود رهبران، اندیشمندان و علما در هر جامعه ای به عنوان ارکان تاثیرگذار ، نقش شریان های حیاتی را ایفا می کنند که اگر به موقع و درست و کارآمد عمل نکنند آن ملت و جامعه دچار انحطاط، تنزل و یا در معرض سقوط و اضمحلال قرار می گیرد. در حقیقت سکان دار هدایت مردم، علما و اندیشمندان هستند.

هویت زدایی و یا هویت بخشی با تدبیر و درایت علما و اندیشمندان محقق می شود. شناخت ظرفیت ها و فرصت های جهان اسلام در جهت نیل به توسعه و فائق آمدن بر مشکلات و مسائل موجود و شناسایی و استفاده از فرصت ها و ظرفیت هایی که برای مواجه شدن با تهدیدها و کاستی ها در اختیار مسلمانان است و تدبیر راه حلِ برون رفت از وضعیت توسعه نیافتگی فعلی با درایت و هوشیاری خواص و علمای جوامع اسلامی میسر است.

در این مقاله کوشیده ایم که به نقش علما و اندیشمندان در چگونگی هدایتگری جامعه در فرهنگ سازی و نظام سازی، استکبار ستیزی و استبداد زدایی، وقت شناسی و دشمن شناسی، مبارزه با فساد و ثروت اندوزی، عدالت خواهی، شهادت طلبی و صبر و مقاومت و ایجاد امت واحده اسلامی پرداخته و جایگاه آن را در برون رفت از چالش های پیش روی جهان اسلام با استفاده از آموزه های دینی و سخنان گهربار امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری مدظله العالی،  بررسی کنیم.

کلید واژها: امت واحده، نظام سازی، وقت شناسی و دشمن شناسی، وحدت و همگرایی، امر به معروف و نهی از منکر، استکبار ستیزی و استبداد زدایی و راهکارهای عملی

امت واحده در قرآن

- اِنَّ هذِهِ اُمَّتُکُم اُمَّـﺓً واحِدَﺓً وَ اَنَا رَبُّکُم فَاعبُدُونِ (الانبیاء : 92) این امّت شماست، امّتی یگانه و من پروردگار شمایم، مرا بپرستید.

- وَ ما کانَ النّاسُ اِلآّ اُمَّـﺓً واحِدَﺓً فَاختَلَفُوا ... (یونس: 19) مردم جز یک امّت نبودند . میانشان اختلاف افتاد

- وَ کَذ'لِکَ جَعَلناکُم اُمَّـﺓً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدآءَ عَلَی النّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیکُم شَهیداً ... (البقره: 143) چنین است که شما را بهترین امّتها گردانیدیم تا بر مردمان گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.

- وَاعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَ لاتَفَرَّقُوا ... (آل عمران: 103) و همگان دست در ریسمان خدا زنید و پراکنده مشوید.

در آیه های قرآنی از واژه های اجتماع، جامعه، مجتمع برای بیان اجتماع اسلامی سخنی به میان نیامده است. این واژه گان همه از ”جمع“ و بیانگر گردآمدن و دور یکدیگر قرار گرفتن است. (جامعه در عربی معاصر به معنای دانشگاه است) به جای این واژگانها از واژه امّت استفاده شده است که معنای غنی و سرشاری دارد. امّ به معنای مادر، اصل، ریشه، مبدﺃ، محل بازگشت، مقصد، رئیس، ستون، وسط، مرکز، چیزی که اشیاء دیگر با آن درارتباطند، و نیز فعل به معنای قصد کردن، آهنگ و عزیمت کردن است.

به طور کلی و بر اساس آیات بیان شده در قرآن انسانها، به یک سازماندهی فراگیر و منسجم  و قرار گرفتن در تحت لوای امت واحد اسلامی دعوت می شود در واقع  مراد از امت اسلامی در قرآن، گروه وسیعی از مردم است که تحت رهبری و هدایت مشترک بوده و به سوی هدفی واحد در حرکت می باشند. این جامعه ی آرمانی اسلام، دارای ویژگی های خاصی است که آن را از سایر جوامع متمایز می سازد. در شکل گیری امت اسلامی قطعا ویژگی ها و خصوصیات دینی از اصالت برخوردارند؛ به عبارت دیگر امت اسلامی بر یک مجموعه بین المللی اطلاق می شود که از یک پیام و دستور الهی اطاعت می کنند و رسالت یک پیامبر را می پذیرند. در این چارچوب به جامعه ی مسلمانان که تحت حکومت اسلامی زندگی می کنند، امت گفته می شود، نکته دیگر این که اسلام امت جهانی خود را بر مبنای وحدت انسان ها بنا می کند، وحدتی که از طریق انسان دوستی و احترام به حقوق انسان ها و برادری و برابری میان آنها حاصل می شود. تنها بدین صورت است که مسلمین «ید واحده» در مقابل بیگانگان می شوند و توانایی مبارزه و دفاع از دین خود را می یابند. وحدت امت اسلامی تنها از طریق تبعیت از  پرچم توحید اسلامی و پیروی از قرآن و عترت و سنت امکان پذیر خواهد بود و این وجهی از وجوه تفکر اسلامی است؛ که به دلیل زیر بنای ایدئولوژیکی آن در قالب بیداری اسلامی تحقق پذیر است.

 مفهوم وحدت و انسجام اسلامی

در این برهه از زمان، وحدت رمز عبور برای بازیابی عزت و هویت اسلامی است و امت اسلامی نیازمند بصیرت افزایی برای دستیابی به کرامت انسانی و رسیدن به جایگاه حقیقی خود می باشد و این مهم جز با تمسک به وحدت و مودت حاصل نخواهد شد. این مهم را مقام عظمای ولایت همواره در افق نگاه امت اسلام ترسیم نموده، و با تأکید بر لزوم اهتمام به وحدت اسلامی و لزوم هوشیاری مسلمانان، رمز پیروزی حرکت ملت های منطقه را تداوم حرکت و ادامه مجاهدت، توکل به خدای متعال، حسن ظن و اعتماد به خدا و حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه عنوان نموده اند.

معظم له در تعریف مفهوم وحدت می فرماید: «ما در مسئله وحدت، جدى هستیم. ما اتحاد مسلمین را هم معنا کرده‌ایم. اتحاد مسلمین، به معناى انصراف مسلمین و فِرَق گوناگون از عقاید خاص کلامى و فقهى خودشان نیست؛ بلکه اتحاد مسلمین به دو معناى دیگر است که هر دوى آن باید تأمین بشود: اول این‌که فِرَق گوناگون اسلامى (فرق سنى و فرق شیعه) -که هر کدام فرق مختلف کلامى و فقهى دارند- حقیقتاً در مقابله با دشمنان اسلام، همدلى و همدستى و همکارى و همفکرى کنند. دوم این‌که فرق گوناگون مسلمین سعى کنند خودشان را به یکدیگر نزدیک کنند و تفاهم ایجاد نمایند و مذاهب فقهى را با هم مقایسه و منطبق کنند. بسیارى از فتاواى فقها و علما هست که اگر مورد بحث فقهى عالمانه قرار بگیرد، ممکن است با مختصر تغییرى، فتاواى دو مذهب به هم نزدیک شود».( در دیدار با میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى و جمعى از اقشار مختلف مردم 24/07/1368)

انسجام اسلامی به معنای همگرایی پیروان مذاهب مختلف در عین وجود اختلافات مذهبی است، چرا که حذف اختلاف و تنوع فکری و مذهبی ممکن نیست. آنچه مطلوب و شدنی است، یافتن راهبردهای نظری و عملی برای مدیریت صحیح پدیده تعدد باورهای مذهبی و جلوگیری از آسیب‌ها و پیامدهای زیان‌بار واگرایی در جوامع اسلامی است.

بنابراین، پذیرش حضور دیگری و به رسمیت شناختن اختلاف و تنوع افکار را باید نخستین و چه بسا مهم‌ترین گام و مبنای اندیشه وحدت به شمار آورد. بررسی سخنان مقام معظم رهبری بیانگر این مطلب است که تأکید ایشان به وحدت چنین مبنایی دارد. ایشان با نگاهی به اوضاع اجتماعی حاکم می‌فرماید:

 «مسئله‌اى که لازم است در آستانه هفته وحدت به همه ملت ایران و همچنین به مسلمانان عالم عرض کنم، اهمیت وحدت بین مسلمین و ارتباط برادرانه میان برادران مسلمان در همه جا و در همه شرایط است. در ابتدا باید معلوم کنیم که مقصود ما از وحدت مسلمانان چیست؟

...ما نمى‌گوییم که سنی‌هاى عالم بیایند شیعه بشوند، یا شیعه‌هاى عالم دست از عقیده‌شان بردارند. البته، اگر یک سنى یا هر کسى تحقیق و تفحص کرد، عقیده‌اش هر چه شد، باید بر طبق عقیده و تحقیق خودش عمل کند. تکلیف او با خدایش است. حرف ما در هفته وحدت و به عنوان پیام وحدت، این است که مسلمانان بیایند با هم متحد بشوند و با یکدیگر دشمنى نکنند. محور هم کتاب خدا و سنت نبى‌اکرم(ص) و شریعت اسلامى باشد. این حرف، حرف بدى نیست. این حرف، حرفى است که هر عاقل بى‌غرض و منصفى، آن را قبول خواهد کرد.

از سال‌ها قبل از انقلاب که این حرف به صورت رقیقى گفته مى‌شد، دستگاه‌هاى وابسته به استکبار جهانى، با آن مخالفت کردند. از وقتى که انقلاب اسلامى پیروز شد، مستکبران عالم فهمیدند که اگر این حرف -یعنى اتحاد مسلمین- پا بگیرد، مسلمانان به پایگاه و مرکز و کانون و ام‌القراى اسلام -یعنى ایران اسلامى- متوجه خواهند شد؛ لذا از اول پیروزى انقلاب، پول‌هاى زیادى از طرف دولت‌هاى مرتجع و وابستگان به استکبار، براى ایجاد اختلاف خرج مى‌شود. در کشورهاى مختلف، اعم از کشورهاى عربى یا اردوزبان و یا حتى در خود کشور اسلامى، به طرق نامرئى و با دست‌هاى پنهان، مى‌خواهند نگذارند این وحدتى که پیام انقلاب و اسلام است، پا بگیرد. ما مى‌گوییم این وحدت را باید مهم شمرد. حرف ما این است.

البته، بعضى در بیان مطلب اشتباه مى‌کنند. وقتى که آن‌ها این حرف‌ها را مى‌زنند، شاید خیلى هم ساده نباشد. وقتى مى‌خواهند وحدت اسلامى را بیان کنند، مى‌گویند که در صدر اسلام، نه شیعه و نه سنى بود؛ پس شیعه و سنى غلط است! نه، این حرف نادرست و سستى است. بحث سر این نیست که در صدر اسلام، آیا شیعه و سنى وجود داشت یا نه. بالاخره بعد از پیامبر، آراى مسلمین متفاوت شد. یک عده در مسئله امامت نظرى داشتند و عده‌اى نظر متفاوت دیگرى داشتند. بعضى منبع احکام الهى را یک چیز و بعضى چیز دیگرى دانستند. بنابراین، در اصول و فروع، از همان اول اختلافاتى بین مسلمانان به وجود آمد. این‌که ما بگوییم در صدر اسلام، نه شیعه و نه سنى بود، حرف غلطى است. امروز این حرف، در حقیقت به معناى نفى کردن و از بین بردن معارف و فقه و محصول فرهنگى همه فرق مسلمین است. روى هر چه دست بگذارند، مى‌گویند در صدر اسلام نبوده، پس این غلط است! این، خودش حرفى شبیه توطئه است».[ در دیدار با جمع کثیرى از اقشار مختلف مردم 19/07/1368]

ایشان همچنین می‌فرمایند:

«منظور ما از وحدت چیست؟ یعنی همه مردم یک جور فکر می‌کنند؟ نه. یعنی همه مردم یک جور سلیقه سیاسی داشته باشند؟ نه. یعنی همه مردم یک چیز را، یک شخص را، یک شخصیّت را، یک جناح را، یک گروه را بخواهند؟ نه. معنای وحدت این‌ها نیست. وحدت یعنی نبودن تفرقه و نفاق و درگیری و کشمکش. حتی جماعتی که از لحاظ اعتقاد دینی نیز مثل هم نیستند، می‌توانند اتحاد داشته باشند؛ می‌توانند کنار هم باشند؛ می‌توانند دعوا نکنند...».[ بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ تهران 26/01/1379]

ایشان ضمن پذیرش اختلافات مذهبی، آن را مانع همبستگی در برابر دشمن خارجی نمی­دانند و می‌فرمایند:

«اگر ما می‌گوییم که شیعه و سنی در کنار هم قرار بگیرند، یعنی شیعه، شیعه بماند؛ سنی هم سنی بماند. ما چه موقع به عالم تسنن گفته‌ایم که منظورمان از وحدت این است که شما شیعه بشوید!؟ ما چنین چیزی نگفته‌ایم. هر کس خواست شیعه بشود، از طریق علمی و از راه مباحثات عالمانه شیعه بشود. آن‌ها هم آزادند که بروند کار خودشان را بکنند. ما نمی‌گوییم شما مذهبت را عوض کن؛ ما می‌گوییم شیعه و سنی باید همیشه سر عقل باشند، همچنان که بحمدالله در دوران انقلاب اسلامی، در کشور ما مشاهده شد. نگذارند دشمن از اختلافات این‌ها سوء استفاده کند. برگزاری هفته وحدت، برای این است».[ حدیث ولایت، ج8، ص79]

 بنابراین از منظر مقام معظم رهبری، وحدت ایدئولوژیکی، وحدتی آرمانی و مطلوب است که در سطح مذاهب اسلامی، عملی نیست. آنچه مطلوب و شدنی است، وحدت استراتژیکی به معنای وحدت عملی و همبستگی بر اساس اصول مشترک اسلامی در برابر دشمن مشترک جهان اسلام است که کیان اسلام، منابع و ذخایر کشورهای اسلامی را مورد هدف قرار داده است.

«بیداری اسلامی» رمز گام نهادن در راه وحدت است. «اختلاف‌های جهان اسلام» مهلکه‌ای است که «طمع قدرت‌ها» را برمی‌انگیزد. سران دولت‌های اسلامی باید به تعبیر امام، در برابر ملت‌های خود خضوع نمایند و عزت و سیادت آنان در گرو همین وحدت و انسجام است. در واقع، تفرقه عامل تسلط بیگانگان بر دنیای اسلام است.

فراموش نکنیم، وقتی از «وحدت امت اسلامی» یا به تعبیر رهبر فرزانه «انسجام اسلامی» یاد می‌شود، به معنی برداشتن مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه به معنی وحدت عملی کشورهای اسلامی و درک متقابل و تعامل متناسب در خصوص موضوعات مشترک، حول مصالح اهم اسلامی است.

لذا و بر همین اساس است که امام راحل، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز قدس معرفی      می کند و یا فتوای تاریخی مقام معظم رهبری مبنی بر تحریم هتک حرمت به مقدسات مذاهب اسلامی ، خصوصاً همسران پیامبران و نبی مکرم اسلام، صادر می شود .

این فتوا در حالی صادر شد که عده ای از افراطیون از مذاهب بر طبل تفرقه می کوبیدند و به دنبال ایجاد شرایط بحرانی و راه اندازی درگیری مذهبی در بین امت اسلامی بودند که با درک عمیق رهبر معظم انقلاب ، از فتنه ای دیگر در بین امت اسلامی جلوگیری شد ، از طرفی هم صدور این فتوا بار دیگر تأییدی بود که ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام و رهبری معظم آن به عنوان ولی امر مسلمین ، بر وضعیت مسلمانان و دنیای اسلام اشراف کامل دارند و دغدغه ی اصلی آن رهبر فرزانه ، نبود اتحاد و انسجام در بین امت اسلامی است

براستی چه خسارتهای عظیمی که امت اسلام از تفرقه و جدایی به خود دیده و چه ضررهایی که بر آنان وارد شده است .مگر آیات قرآن وعده ی خیر امّت و الگو بودن را نداده است؟ مگر نه این است که با اوامر متعدد همه را امر به وحدت و انسجام نمود و از تفرقه و نزاع نهی کرد؟

مگر تشکیل مراسم عبادی دسته جمعی مثل نماز جمعه و جماعات و نمازهای عید و حضور در کعبة عاشقان و بیت الله الحرام ، نمادی از همبستگی امت اسلامی نیست؟ اینکه همه ی مسلمانان در ماه    ذی الحجه در ایام حج ، به آن مکان مقدس مشرف شوند و از لباس ها و رنگهای متعدد خارج و جامة سفید و لباس احرام بر دوش گیرند و لبیک گویان ، گِرد حَرم الهی، طواف می کنند و در مسعی بین صفا و مَروه ، گام بر می دارند و دیگر اعمال را همانند هم انجام دهند و شیطانهای جنّ و انس را رَمی می کنند و همه  این اعمال نمادی از مظهر اتحاد و انسجام امت اسلامی و سدی محکم در برابر تفرقه و تفرقه افکنان است و تبعیت از خدای یگانه و حرکت در مسیر امت واحده است.

نقش علما و اندیشمندان در بیداری اسلامی

بی شک بیداری اسلامی از مهمترین پدیده های سیاسی- اجتماعی قرن اخیر می باشد. این جنبش که با هدایتگری علما وقوع یافته، نوعی باور تعمیم یافته در میان ملت های مسلمان می باشد که منجر به جنبش های انقلابی شده است و در هر منطقه ای که دارای رهبری بر توده های مردمی بوده به نتایج مهمی دست یافته است.  بیداری اسلامی با هدایت و راهبری سازنده عالمان و اندیشمندان مسلمان، می تواند هویت واحد امت اسلامی را احیاء نموده و به سوی مجد و عظمت دوباره مسلمین و تجدید تمدن بزرگ و انسان ساز اسلامی پیش رود. در شرایط کنونی جوامع اسلامی، مشترکات دینی نقاط همسان و همانند آنان را پدید آورده اند که در حقیقت نشانگر نوعی وحدت در ذات هویت دینی می باشد. وجود هویت اسلامی در میان مسلمانان آثار مهمی از جمله هدفمند کردن انسان ها و تبیین فلسفه حیات ، امید به آینده و زمینه سازی برای وحدت دینی در پی دارد.

اینک با توجه به جریان بیداری اسلامی، علما و اندیشمندان جهان اسلام برای ترسیم هویت اسلامی باید بر اساس سه محور  پرهیز از اختلافات و تکیه بر اشتراکات دینی، تکیه بر هویت مشترک مسلمان و جهان اسلام و حراست از ارزش های هویت اسلامی در برابر تهدیدهای درونی و بیرونی حرکت نمایند. تکیه بر هویت مشترک اسلامی در متن بیداری اسلامی در شرایط کنونی اساسی ترین رهیافتی است که می تواند در صیانت از دستاوردهای امت اسلامی و پایه گذاری عزت اسلامی و تجدید تمدن اسلامی نقش تعیین کننده ای داشته باشد.

نکته قابل توجه اینکه با شکل‌گیری بیداری اسلامی، که همراه با سقوط زود هنگام برخی از دیکتاتورهای موروثی این حوزه شد، نه تنها تاج و تخت بیشتر حکومت‌های عربی را لرزان نموده، بلکه همگام با سرعت تغییر و تحولات در خاورمیانه و شمال آفریقا که منجر به تضعیف شدید جایگاه و عمق استراتژیک رژیم اشغالگر قدس شده است، شرایط کنونی حاکی از اضطراب و دگرگونی‌های گسترده در نگرش‌های استراتژیکی قدرت های ذی نفوذ نسبت به روند و چشم‌انداز این تحولات است؛ بنابراین، آنچه برای قدرت‌های ذی­نفع و به ویژه قدرت­های غربی از اهمیت بسزایی برخوردار است، موضوع چگونگی هدایت و کنترل برنامه ریزی شده و استمرار و به ثمر نشستن این خیزش‌ها با هدف مصادره انقلاب‌های مردمی‌در قالب دستمایه‌های دموکراسی غربی و نیز تلاش برای ایجاد یک سازماندهی هدفمند در ساختارهای سیاسی و استراتژیکی این مناطق است. بدین جهت مسلمانان باید تمام توجه و تلاش خود را در جهت حفظ و ادامه این جریان های انقلابی معطوف دارند و بدون شک عامل اساسی استمرار بیداری اسلامی در جوامع اسلامی، حفظ هویت واحده امت اسلامی می باشد.

جایگاه و نقش عالمان بصیر و فقیهان شجاع و مصلحان دل‌سوزی که هدایت گران اصلی این جنبش ها بر کسی پوشیده نیست ،  در واقع بیداری جوامع اسلامی که نشان بارز احیاء هویت واحد اسلامی است، مبین نقش هدایتگری علما و روحانیون است، زیرا درک حرکت های دقیق سیاسی و فرهنگی غرب، و هدف گذاری های آینده­ی آن ها جز از طریق چشمان تیزبین اندیشه ها، امکان پذیر نبوده و نیست. علما و روحانیت با آگاهی عمیق نسبت به توانمندی ها و ظرفیت های بی نظیر اندیشه اسلامی، و نقصان های جدی اندیشه غربی، و توجه به هدف گذاری های تقابلی و حذف گرایانه­ی غربیان، به آگاهی دهی سطوح مختلف بلاد اسلامی نقش بسزایی داشته و دارند.

از مولفه های اصلی علما شاخص و بصیر این است که ایشان همواره بر بیداری همه ی ملت ها، صرف نظر از جغرافیایی که در آن قرار دارند تاکید کرده اند و مبارزه را در هر کجا که باشد مد نظر دارند.  مقابله با ظلم و مبارزه با طاغوت را منحصر در مکان خاصی نمی دانند و تاکید دارند که مسلمانان در هر کجای عالم  که هستند نباید اجازه جور حاکمان را بدهند. چنانچه امام خمینی فرمودند:« برای من مکان مطرح نیست. آنچه مطرح است مبارزه بر ضد ظلم است. هر جا بهتر این مبارزه، صورت بگیرد آنجا خواهم بود.» (صحیفه نور-امام خمینی) 1372 ، ج5 ، ص 301)

نکته دیگر این که اقوال، آراء و رویکردهای دانشمندان و متفکران جهان اسلام که در دهه‌های اخیر در باب بیداری، خیزش و آگاه‌سازی مسلمانان مطرح شده می‌تواند منبع غنی برای نظریه‌پردازی محسوب گردد و بخش قابل توجهی از ذخایر علمی و فکری را تأمین نماید. بیداری اسلامی برای بالندگی و همه‌گیرشدن نیازمند اندیشه ‌هایی است که در عرصه‌ای شفاف و علمی به منصه ظهور رسیده و با هدف متعالی تنویر جریان بیداری اسلامی به نهال مقدس آن تزریق گردد. از این رو تعهد انقلابی و اسلامی در این زمینه می‌تواند بسیار کارساز بوده و به تکوین اندیشه‌های هدایتگرانه مساعدت نماید. با این توصیف رهبری و هدایت جریان بیداری اسلامی مرهون علمایی است که گذر عمر گران‌قدر خود را مصروف تفکر، اندیشه‌ورزی و نظریه ‌پردازی نموده و با استمداد از باری‌تعالی و با اتکاء بر مبانی معرفت‌شناسانه خود به خلق اندیشه ‌های مصلحانه و روشنگرانه در حوزه غنی‌تر گشتن جنبش بیداری اسلامی گردانند.  بی‌تردید دشمنان جریان بیداری اسلامی با تمامی قوا مترصد آن خواهند گشت تا با انواع تحرکات شیطنت ‌آمیز و تفرقه ‌افکن، نهال سرسبز این جریان را متشبث و مسموم نموده و به اضمحلال تدریجی این جنبش عظیم بپردازند. لذا برای مقابله با این گونه تنش‌های خصمانه، تقویت جایگاه علما و روحانیت می‌بایست به صورت یک جریان دقیق و عمیق علمی و سازمان‌یافته در اولویت‌های جنبش بیداری اسلامی قرار گیرد.

امام خمینی در بیانات خود در ذى‏الحجه الحرام 1407،  به قدرت شگفت انگیز روحانیت اسلام در بیداری اسلامی که در رهبری انقلابی عظیم متجلی شد و مراحل و مراتب سخت و موانع و مشکلات بی‌شمار را پشت سر گذاشت و سرانجام به پیروزی رسید، اشاره می‌کند و همین قدرت خیره کننده را در صیانت از دین و استقلال و تمامیت ارضی کشور و مقابله با توطئه‌های مختلف دشمنان مطرح می‌کند و به تمجید از آن می‌پردازد. ایشان مسئولیت سنگین روحانیت را در صدور فرهنگ و ارزش های انقلاب اسلامی ایران به سایر کشورها یاد می‌کند و آن را ارج می‌نهد و امتداد این خط و مسیر را خواستار می‌شود. حضرت امام، علما و روحانیون کشورهای منطقه را به داشتن انرژی و نیروهای بالقوه برای هدایت و رهبری نهضت‌های رهایی بخش اسلامی یادآور می‌شود و آنان را به الگوگیری از علمای مبارز ایران و قیام و انقلابی که علیه نظام شاهنشاهی ایجاد و رهبری و به پیروزی منتهی کردند فرا می‌خواند(خمینی‌(ره)، 1372، ج 20، ص 334)

رهبر انقلاب اسلامی ایران در بیان اهمیت و نقش علما در حرکت های انقلابی و موثر فرمودند:«روحانیت کشور ایران فقط به خطابه و وعظ و ذکر مسائل روزمره اکتفا ننموده است و با دخالت در مهمترین مسائل سیاسى کشور خود و جهان توانسته است قدرت مدیریت روحانیت اسلام را به نمایش بگذارد و اتمام حجتى براى همه قائلین به سکوت و سازشکاران بى‏تعهد و علم‏فروشان بى‏عمل باشد و تعجب است که چگونه بسیارى از علما و روحانیون کشورها و بلاد اسلامى از نقش عظیم و رسالت الهى و تاریخى خود در این عصرى که بشریت تشنه معنویت و احکام نورانى اسلام است غافلند و عطش ملت ها را درک نمى‏کنند و از التهاب و گرایش جوامع بشرى به ارزش هاى وحى بیخبرند و قدرت و نفوذ معنوى خود را دست کم گرفته‏اند، که در همین شرایط پر زرق و برق حاکمیت علوم و تمدن مادى بر نسل معاصر، علما و خطبا و ائمه جمعه بلاد و روشنفکران اسلامى با وحدت و انسجام و احساس مسئولیت و عمل به وظیفه سنگین هدایت و رهبرى مردم، مى‏توانند دنیا را در قبضه نفوذ و حاکمیت قرآن در آورند و جلوى اینهمه فساد و استثمار و حقارت مسلمین را بگیرند»(خمینی‌(ره)، 1372،  ج 20، ص 347 - 334). تعابیر جهادی امام اینگونه است که آیا براى علماى کشورهاى اسلامى ننگ‏آور نیست که با داشتن قرآن کریم و احکام نورانى اسلام و سنت پیامبر ـصلى‏الله­علیه­وآله ـ و ائمه معصومین، علیهم السلام، احکام و مقررات کفر در ممالک اسلامى تحت نفوذ آنان پیاده شود و تصمیمات دیکته شده صاحبان زر و زور و تزویر و مخالفان واقعى اسلام اجرا گردد و سیاستگذاران کرملین یا واشنگتن دستورالعمل براى ممالک اسلامى صادر کنند؟ علماى بلاد و کشورهاى اسلامى باید راجع به حل مشکلات و معضلات مسلمین و خروج آنان از سیطره قدرت حکومت هاى جور با یکدیگر به بحث و مشورت و تبادل نظر بپردازند و براى حفظ منافع مسلمین سینه‏ها را سپر کنند و جلوى تهاجم فرهنگ هاى مبتذل شرق و غرب را که به نابودى نسل و حرث ملت ها منتهى شده است را بگیرند، و به مردم کشورهاى خود آثار سوء و نتایج خود باختگى در مقابل زرق و برق غرب و شرق را بازگو کنند و به مردم و به دولت ها خطر استعمار نو و شیطنت ابرقدرت ها که جنگ و مسلمان‏کشى در جهان به راه انداخته‏اند،گوشزد کنند(خمینی‌(ره)، 1372، ج 20، ص 347)

رهبرمعظم انقلاب نیز در بیانی دیگر  اهمیت ویژه و جایگاه علما را چنین ترسیم کرده و  فرموده اند:  « ایجاد یک فکر، گفتمان و جریان فکرى در جامعه، به دست خواص جوامع و اندیشمندان جامعه است؛ علما می توانند فکر ملت ها را به سمتى هدایت کنند که مایه‌ى نجات ملت ها شود؛ روایتى است از رسول مکرم اسلام، حضرت محمدبن‌عبدالله-ص-، که می فرماید: «لا تصلح عوام هذه الأمه الّا بخواصتها قبل یا رسول الله و من خواصتها قال العلماء»؛ اول علما را ذکر کرد، بعد چند دسته‌ى دیگر. بنابراین روحانیت در هر کشورى می­توانند سررشته‌دار حرکت مردم شوند(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار شرکت‌کنندگان در اجلاس جهانی اساتید دانشگاه‌هاى جهان اسلام و بیدارى اسلامى، مورخ ۱۳۹۱/۰۹/۲۱)

 

چگونگی برون رفت از چالشها

شاخصه های مهم و اساسی

الف: دشمن شناسی

همواره تقابل حق و باطل در طول تاریخ همراه انسان ها بوده است وجود 106 بار واژه عدو ومشتقاتش در قرآن به معنای دشمنی به کسانی اطلاق گردیده که در دل با انسان به عداوت پرداختند و در ظاهرنیز مطابق با آن رفتارمی کنندو خداوند در این آیات طریقه شناسایی باطن دشمنان را نیز نشان داده است و به مومنان هشدار می دهد که غیر از هم مسلکان برای خود دوست و همراز و یا همسر انتخاب نکنید تا بیگانگان از اسرارتان مطلع نگردند. اما اساس دشمنی از نفاق سرچشمه می گیرد و کاربرد 111 بار نفاق در قرآن به معنای نفوذ و پیشروی موکد اهمیت آن می باشد.

در واقع نفاق به معنای کانالهای زیرزمینی قابل استفاده ای برای  استتار یا فرار چهره ها می باشدو در قرآن منافقان به عنوان خطرناکترین دشمن اسلام و مسلمانان مطرح شدند زیرا آنها نسبت به مسلمانان کینه توزی و عداوت دارند اما مسلمانان به دلیل چهره ظاهریشان آنان را دوست و هم کیش خود می دانند و ازاین رو مبارزه با آنان در مواردی غیرممکن می گردد. بحث شناخت دشمن در مکتب سیاسی قرآن کریم از موقعیت ویژه ای برخوردار است و خداوند در آیات متعددی دشمنان متنوع جبهه حق رادر شکل های گوناگونی معرفی می کند و چهره های پلید و گمراه کننده آنان را برای پیروان حق آشکار می نماید تا مسلمانان آنان را بهتر بشناسند ودر این آیات بیشتر سخن از هجوم همه جانبه دشمنان بر ضد پیروزی حق به میان می آید که حتی اگر عقب نشینی نمایند باز خود تاکتیکی برای رویارویی دوباره و هشداری مهم برای پیروزی حق می باشد. پیکار حق و باطل موقتی نیست و از آنجا که هدف مشترک نابودی نظام الهی است این نبرد تا قیامت هم استمرار دارد اگرچه به رغم تمامی توطئه های گوناگون دشمنان اسلام در طول تاریخ شاهد درخشش روزافزون حق باشیم زیرا خداوند مدافع حریم حق است. یکی از اساسی ترین شرایط موفقیت یک فرد یا جامعه در تمامی عرصه ها شناخت دشمن است و هرگاه آدمی در پهنه طبیعی دشمن را شناخت به موفقیت دست خواهد یافت. اما شناخت دشمن در همه جا و برای همه به آسانی نیست و نقش علما و اندیشمندان جامعه برای شناسایی و معرفی دشمن به مردم یک امر مهم و وظیفه سنگینی است که آنها بر دوش دارند. چه بسا ملت هایی که در طول تاریخ در اثر غفلت از دشمنان و فقدان آگاهی و بصیرت لازم سیاسی و اجتماعی در شناخت توطئه های بیگانگان و اتخاذ مواضع به موقع و صحیح توسط نخبگان و خواص آن جامعه به سرنوشتی هلاکت بار منجر گردیده اند امیر مؤمنان علی(ع) در کلام خود دراین باره می فرمایند: «من نام عن عدوه انبهته المکاید.( غررالحکم ج5 ص344)» (کسی که در برابر دشمنش به خواب رود (از او غافل بماند) حیله های (غافلگیرانه دشمن) او را از خواب بیدار می کند) در همین رابطه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) می فرمایند: «نباید غافل باشیم، ما باید بیدار باشیم و توطئه های آنها را قبل از اینکه با هم جمع بشوند، خنثی کنیم. (صحیفه نور ج7 ص48)

ب: استکبار ستیزی و استبداد زدایی

یکی از عوامل عقب ماندگی کشورهای شرقی سر سپردگی حاکمان این ملتها در مقابله با پدیده‌ی استعمار می‌باشد این حاکمان برای به دست گرفتن حاکمیت چند روزه‌ی خود چوب حراج به داشته‌های ملت خود می‌زدند و زمینه مقابله با استعمارگران را از مردم می‌گرفتند قراردادهای ننگین گلستان، ترکمان چای و.....همه و همه بیانگر این سرسپردگی در مقابل هژمونی استعمار گران بود چرا که به اقرار خود بیگانگان برخی ازاین قراردادها در حکم فروش تمام داشته‌های یک ملت در برابر استعمار می‌باشد.

در اندیشه سیاسی علمای معاصر جهان اسلام که از چشمه زلال دینی سرچشمه می‌گیرد هر نوع تسلط استعماری مورد مذمت قرار گرفته و با رویکرد تحریمی با آن برخورد شده است .

امام خمینی خود یکی از این دشمن ستیزان آگاه و بلندآوازه و مخالفان نظام استکباری است که با تکیه بر روح ذلت ناپذیری و ستم ستیزی فریاد «هیهات منا الذله» را که برگرفته از اسلام ناب محمدی (ص) بود سردادند و این فریاد که از عمق ایمان او نشات می گرفت لرزه بر پیکره بیگانگان و بیگانه پرستان افکند. از کلام و کلماتش کرامت می بارید و مشعل امید را در دلهای سرد و فرسوده برمی افروخت و همچون اکسیری ناب مس دلها را مبدل به طلای خالص می ساخت نهیبش صاعقه ای بود برای نوکران استکبار و حرکتی پر از جوشش بود توکل و تقوایش بارقه ای بود برای جذب عدالت جویان و رسانیدن آنان به ساحل نجات.

آن عبد صالح با تکیه بر قدرت لایزال الهی  در هر شرایط مناسبی به روشنگری می پرداخت و اهداف شوم دشمنان را برملا می ساخت او در تاریخ 29/4/67 مسلمانان را به پاسداری از هویتهای الهی توصیه کرد و تصمیم شیطانی دشمن را نسبت به غارت ارزشهای اسلامی گوشزد نموده و فرمود.
«نکته مهمی که همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم اینست که دشمنان ما و جهانخواران تا کی و کجا ما را تحمل می کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند به یقین آنان مرزی جز عدول از همه خوبیها و ارزشهای معنوی و الهیمان نمی شناسند و به گفته قرآن کریم هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی دارند مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند.» (صحیفه نور ج 20 ص 237) از مهمترین محورهای بحث احیاگری و اصلاح طلبی امام خمینی (ره) در اندیشه هایشان: اعتقاد آن حضرت به احیای اندیشه حکومت اسلامی و رهبری دینی است. زمانی که حضرت محمد(ص) از مکه به مدینه هجرت نمودند در مدینه پایه های حکومت اسلامی را بنیان نهادند و ده سال آخر عمر گهربار خویش را به تقویت و تحکیم آن پرداختند در تاریخ اسلام از آغاز تاکنون شاهد حرکتهای اصلاحی جهت احیای اندیشه حکومت اسلامی بوده ایم و می توان به نمونه هایی همچون سیدجمال الدین اسدآبادی محمد عبده جنبش اخوان المسلمین و در ایران نهضت فدائیان اسلام و جنبش جنگل اشاره کرد.

ولی اقداماتی که توسط امام خمینی(ره) بعنوان رهبر و بنیانگذار این حرکت صورت گرفته است بصورت «محوری» بوده است. ایشان در گفته ها سخنرانیها و آثار مکتوب خویش همواره نظر به ضرورت تبیین حکومت اسلامی داشتند. ابتدا به تبیین نظری و سپس به تبیین عملی و تشکیل حکومت اسلامی اقدام نمودند. به گونه ای تلاش ایشان باعث جلب نظر شخصیتها و اندیشمندان دینی به سیاست و امور سیاسی شد که در این زمینه آثار گرانبهایی از خود برجای گذاشتند.
زمانی که امام راحل به احیای ایده حکومت اسلامی مبادرت ورزیدند مهمترین راه اصلاح این ایده را تقویت نظریه عدم جدایی دین از سیاست می دانستند. هرچند در تاریخ کشور ایران «مدرس» ازجمله پیشگامان مبارزه با اندیشه جدایی دین از سیاست بود و سخن معروف وی که «دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست» همواره دلنشین عمیق و به یادماندنی است اما اولین کسی که این نظریه را عینیت بخشید امام خمینی بود و همواره بر این باور بود که: «اسلام دین سیاست است دینی است که در احکام آن در مواقف آن سیاست بوضوع دیده می شود» (صحیفه نور ج 8 ص 265 )

از این رو فرهنگ استکبارستیزی و دشمن شناسی و داشتن خودباوری و استقلال که برگرفته از اندیشه امام راحل مان است باید سرلوحه افکار علما و اندیشمندان جهان اسلام قرار گیرد و همواره درصدد دفاع از شرف و عزت اسلام در هر گوشه جهان برآمده  و بر سخن هوشمندانه و جهت بخش مقام معظم رهبری در این رابطه دقت داشته باشند که فرمود : «هر ملتی اگر تسلیم سلطه قدرتهای بزرگ عالم شد از دست رفته است هر ملتی اگر حاضر شد از شرف ملی اقتدار ملی و اراده ملی خود چشم بپوشد در ورطه بی پایان وادی ای که آخر آن معلوم نیست لغزیده است»

ج: امر به معروف و نهی ازمنکر

 وجود حاکمیت استبدادی و پیاده نشدن اسلام ناب در ادوار مختلف،  ناشی از ترک این فریضه‌ مهم در بین مسلمانان می باشد علما و اندیشمندان در جهت ترویج این امر الهی نقش مهمی دارند چرا که بر اساس تفکرحکومت دینی، تبعیت از  حاکمان جور و استبداد،  منکر ونارواست وحفظ حکومت اسلامی از باب امر به معروف واجب، چرا که پیروی از طاغوت هم سنگ شرک به خداست.

در واقع امر به معروف و نهی از منکر، دو فریضه الهی هستند که بدون آنها تحقق شهری قانونمدار و با فرهنگی متعالی امری شبیه به محال خواهد بود .

امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه امر به معرف و نهی از منکر را از جهاد هم بالاتر می دانند، چرا که حکم جهاد در واقع از درون فریضه امر به معروف و نهی از منکر خارج می شود.

ما اگر بخواهیم به عظمت و جایگاه این فریضه بسیار مهم پی ببریم به نقش انسان کامل چون امام حسین علیه السلام در ماجرای کربلا باید نگاهی بیندازیم و از آن درس بگیریم.

 

نتیجه گیری

علما و روحانیون، مؤثرترین افراد در شکل گیری و هدایت جریان اسلام خواهی در جهان و پرچمداران مقابله با استکبار و تهاجم فرهنگی در عصر غیبت می باشند. بیداری جوامع اسلامی و مبارزه آنها با نظام سلطه و استبداد، در طول اعصار مختلف و به خصوص در عصر حاضر خود گواهی روشن بر نقش  هدایتگری علما و روحانیون در این حرکت مقدس است

علما، نقش مهمی در تببین اندیشه های اسلامی وتربیت جامعه و سوق دادن آن به سر منزل مقصود  نقش دارند. زنده شدن دوباره در پرتو اسلام اصیل و تجدیدحیات آن با درایت و رهبری خواص جامعه معنا می دهد.

در واقع اگر تشکیل حکومت واحده اسلامی و مبارزه با ظلم و فساد و احیای ارزشهای اسلامی  را یک اصل مسلم و آن را بر پایه قرآن و سنت بدانیم، علما و روحانیت، رکن اصلی  آن می باشند آنها  آگاه به قرآن و سنت هستند و قادرند، اصول زندگی و رسیدن به تعالی و قرب الهی را  از متون دینی استخراج و استنباط کنند، لذا سیر رفتاری و اخلاقی آنها همواره حائز اهمیت بوده و ‌صعود آنها صعود جامعه و سقوط آنها سقوط جامعه را در پی دارد و بر همین اساس در تحولات منطقه ای و جهانی سرشته امور در دست آنها می باشند و می توانند با تمسک به وحدت و بهره برداری از آموزه های دینی، در هدایت مردم برای مقابله با استبداد و اتکال به سرمایه های انسانی و موهبات الهی نقش بسزایی داشته باشند.

 

راهکارهای عملی جهت هدایتگری علما و اندیشمندان و برون رفت از چالشهای جهان اسلام

1 -  استکبار ستیزی و مبارزه با استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل و تلاش برای تقویت روح خودباوری و اعتماد به نفس در مواجهه با فرهنگ تبلیغاتی و روانی نظام سلطه در جوامع اسلامی

2 - صدور فتاوای تعیین کننده و برجسته از سوی مراجع مقتدر مذهبی در جهت تقویت و تعمیق انسجام اسلامی (صدور فتاوای وحدت آفرین اسلامی).

3 -  تقویت و بسط آیین‌های مذهبی، وحدت ‌محور و حذف آیین‌های اختلاف‌برانگیز در جهان اسلام از سوی علمای و اندیشمندان و نخبگان مذهبی و سیاسی.

4 – جلوگیری علما از کارهای افراطی و محکوم کردن اعمال غیر انسانی افراد افراطی در جهان اسلام‌.

5 - خودداری عالمان و اندیشمندان مذهبی از اظهارات تحریک کننده و حساسیت برانگیز.

6 - ضرورت رجوع به سبک زندگی دینی با محوریت قرآن و سنت به عنوان مبنایی نو برای تمامی جهانیان

7 - تشویق و ترغیب مردم بهره‌گیری از نمادهای کارآمد و مهم  در سطح جهان اسلام (روز قدس، هفته وحدت، هفته حج) و تولید شعارها و نمادهای جدید انسجام ‌محور و استکبار ستیز

8- تشویق دولت های اسلامی برای تأسیس نهادهای امنیتی مرتبط در سطح جهان اسلام برای مقابله با تهدیدات امنیتی بیگانگان.

9- تقویت نقش و جایگاه جهان اسلام و کشورهای اسلامی در نظام نوین بین‌الملل بر پایه مصالح عالیه امت اسلام به‌ویژه در بهره‌گیری بهینه از مواهب عظیم طبیعی و منابع انسانی.

10 - تحقیق و تألیف کتب در سطح ملی و تهیه گزارش به وسیله محققان و نویسندگان و رسانه‌ها درباره بیان ضرر و زیان اختلافات مذهبی

11-  آگاه‌سازی مردم از ترفندهای دشمنان در راستای خاموش ساختن شعله‌های بیداری اسلامی و اتحاد شکنی.

12 - ایجاد همدلی و وحدت و همچنین آگاهی بخشی و بصیرت افزایی جامعه؛

13-  توجه به مؤلفه‌های مهم وحدت (اسلام، توحید، قرآن، نبوت و اهل‌بیت).

14 - شناسایی تمام نهادهای دینی‌مذهبی جهان اسلام و ایجاد ارتباط مستمر و نهادینه میان آن‌ها.

15 - اتخاذ تصمیم برای موضع‌گیری مشترک علمای بزرگ اسلامی در مناسک و آیین‌های ویژه (استهلال، عید قربان، ولادت و بعثت نبوی و...).

16 -  حفاظت از اماکن متبرکه و مقدس اسلامی در سطح جهان اسلام.

17 - تدوین فقه مقارن و عقاید تطبیقی از سوی نخبگان دینی و تبلیغ و تدریس این منابع در حوزه‌های دینی.

18 - تعریف، تدوین و تحدید حد و مرز موضوعاتی چون: کفر، شرک، فسق و... در نشست‌های مشترک اسلامی و جلوگیری از نشر آثار تفرقه‌انگیز و اظهار نظرها و اتهامات سلیقه‌ای و متعصبانه و متعرضانه در جهان اسلام نسبت به

19 - لزوم آشنایی روحانیت بیدارگر با علوم تخصصی روز، و مجهز شدن به روش های نوین پاسخگویی جهت پر کردن خلاء های موجود در جوامع اسلامی

20 -  تقویت برنامه‌های تبادل فرهنگی از طریق نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های علمی، ادبی، هنری و نمایشی با رویکرد انسجام و وحدت مذهبی.

21 -  تدوین تاریخ، پیشینه و حوادث مشترک اسلامی از صدر اسلام تا کنون به صورت منسجم و تبلیغ و تدریس آن در کشورهای اسلامی.

22 - تشویق و ترغیب دولت های اسلامی جهت فراهم ساختن اساس اقتصادی مستقل برای پشتیبانی از فعالیت های مذهبی؛

23 - ارائه الگوی مردم سالاری اسلامی بجای الگوی دموکراسی غربی؛

24 - ارتباط نهادینه و مستمر نخبگان فکری مسلمان و سطح جهانی در قالب تشکل‌های فرهنگی.

25 - اسخراج متون مشترک روایی مورد قبول فریقین و بهره‌گیری از آن به عنوان پایه‌های تقریب.

26 - آسیب‌شناسی مسایل اجتماعی و فرهنگی جهان اسلام و پایه‌ریزی مهندسی فرهنگی و اجتماعی بر مبنای گفتمان تقریب مذاهب اسلامی.

27 - تشویق و ترغیب دولت های اسلامی جهت تأسیس بازار مشترک در کشورهای اسلامی.

28 - تشویق دولت های اسلامی برای تولید برنامه‌های رادیوتلویزیونی مشترک کشورهای اسلامی مسلمانان.

29 - تشویق و ترغیب برای به روز رسانی جهان اسلام در تکنولوژی و تسلط و دسترسی به رسانه های بین المللی و فرهنگی  برای تقابل با جنگ نرم و جنگ رسانه ای دشمن؛

30 - پیگیری و تلاش جهت تشکیل قدرت بین المللی اسلامی وایجاد تمدن اسلامی جدید در جهان بر پایه ی دین، عقلانیت، علم و اخلاق؛

 

فهرست منابع:

-       قرآن مجید.

-       غررالحکم ج5

-       ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید‌بن‌هبه‌الله، شرح ابن‌ابی‌الحدید، بیروت، دارالحکمه، سال 1380.

-       دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، قم‌، مؤسسه امیرالمؤمنین(ع)، سال 1385.

-       صحیفه نور، امام خمینی(ره) مجلدات مختلف.

-        بیانات مقام معظم رهبری در مناسبت های مختلف

-       طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، قم،انتشارات اسماعیلیان، سال 1371.

-        حدیث ولایت، ج8

-      امام خمینى، صحیفه انقلاب، وصیتنامه سیاسى الهى رهبر کبیر انقلاب اسلامى و بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران، چاپ چهارم، [تهران] ; سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، [1368]، ص8.

  نویسنده : حجت الاسلام رضا دیلمی

  • - گردآوری: تبیان گلستان
نظرات

 نام:
 *نظر:
ملاقات عمومی مدیر کل

ملاقات عمومی با مدیرکل سازمان تبلیغات اسلامی استان گلستان

هرهفته روزهای سه شنبه


ارتباط مستقیم با مدیر کل
از طریق پورتال

 

کنگره شعر اهل بیت (ع...

برگزاری کنگره شعر اهل بیت (ع) در گلستان

 

مسابقه ویژه

برای شرکت در مسابقه

جشنواره قرآنی آوا ها و

نغمه های قرآنی 

از دکمه زیر استفاده کنید 

 

 

برای شرکت در مسابقه

مهمانی لاله ها

از دکمه زیر استفاده کنید

 

 

 

                                                                         برای شرکت در مسابقه

مسابقه حضرت امام خمینی(ره)

از دکمه زیر استفاده کنید 

  

 

برندگان مسابقه 30 روز رمضان